X
تبلیغات
حديث عشق

حديث عشق

يارب اين شمع دل افروز ز كاشانه كيست جان ما سوخت بپرسيد كه جانانه كيست

آزادگي

انسان ميتواند بي آنكه انسان بزرگي باشد

انساني ازاده باشد

اما هيچ انساني نميتواند

بي آنكه آزاد باشد

انسان بزرگي باشد

"جبران خليل جبران"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 1:36  توسط تارا  | 

من از کدام دیار آمدم که هر باغش
هزار چلچله راگور گشت و بی گل ماند
من از کدام دیار آمدم که در دشتش
نه باغ بود و نه گل
 تیر بود و مردن بود
و در تب تف مرداد
 جان سپرد
گذشت تابستان
دگر بهار نیامد
و شهر شهر پریشیده
بی بهاران ماند
 و دشت سوخته در انتظار باران ماند
امید معجزه یی ؟
 نه
 امید آمدن شیر مرد میدان ماند
اگر چه بر لب من از سیاهی مظلم
و پایداری شب
ناله هست و شیون هست
 امید رستن از این تیرگی جانفرسا
هنوز با من هست
امید
 آه امید
 کدام ساعت سعدی
 سپیده سحری آن صعود صبح سخی را
به چشم غوطه ورم در سرشک خواهم دید؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 11:38  توسط تارا  | 

خواب مرداب

دست نمي كشي

از گمراهي برهنه ي خويش؟

در بند كدام درد؟

در اندوه كدام نا كجا؟

در اشتياق كدام جاده؟

در حسرت كدام راه؟

حفيفت آيا طلسمي است؟

-در عرياني روح بي لبخند-

پژمرده مي شوي

به سر انگشت واقعه اي ناباور

و عاقبت

سهم تو ،همان است كه نبايد ...

سهمي از امتداد سنجاقك ها

بر خواب مرداب

در ژرفاي عصاره اي از تسليم!

 

شايا تجلي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 2:15  توسط تارا  | 

يقين

پيامبر اكرم (ص)

ضعف يقين در انست كه خرسندي مردمان را در خشم خداي بجويي و برروزي كه خداي ميدهد مردمان را بستايي و بر آنچه از سوي خداي است مردمان را نكوهش كني.

روزيي كه خداي مي دهد به آزمندي هيچ ازروي هرگز بدست نمي اديد و ناخواستن هيچ ناخواهي از رسيدن ان باز نمي ماند . خداي تعالي به حكمت خويش و به جلال خويش روزي و شادماني را در مقام رضا و يقين قرار داده و غم  واندوه را در شك و خشم ورزي

 

برگرفته از كتاب دفتر روشنايي

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 22:38  توسط تارا  | 

روزه

رسول خدا (ص) فرمودند :

درهاي اسمان در شب اول ماه رمضان گشوده مي شود و تا اخرين شب اين ماه بسته نمي شود .

بحار الانوار ، جلد ۹۶،ص۳۴۴

********************************************

حضرت فاطمه (ع) :

 خداوند روزه را براي استواري اخلاص واجب فرمود.

بحارالانوار، جلد۲۹، ص۲۴۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 0:44  توسط تارا  | 

علائم مراقبه

منقول است كه جمعي از بزرگان جواني را ديدند كه اثار زهد و تقوا در جبينش اشكار بود . از او سوال كردند كه امورات خود را بر چه اصل قرار داده اي ؟ گفت بر چهار خصلت :

اول: چون دانستم كه روزي مرا ديگري نخواهد خورد و خدا وعده روزي را به بندگان داده است و وعده حق صدق است ، پس اطمينان به گفته حق پيدا كرده و از حرص و طلب فزوني نفسم ارام گرفت

دوم : چون اعمال) واجبه ( مرا ديگري به جا نخواهد اورد پس مشغول به جا اوردن انها شدم

سوم:چون فهميدم مرگ مرا خبر نمي كند و ناگهاني مي ايد پس عمر خود را (براي اعمال خير) غنيمت دانستم

چهارم :چون دانستم كه به قدر چشم بر هم زدني ازنظر خدا پنهان نيستم پس مراقب احوال خود شدم كه دائما در حضور جناب حق باشم

از كتاب مراقبه سالكين سيد علي اكبر صداقت

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 0:36  توسط تارا  | 

هرزه پو

ندارم چشم من، تاب نگاه صحنه سازيها

من يكرنگ بيزارم، از اين نيرنگ بازيها

زرنگي، نارفيقا! نيست اين، چون باز شد دستت

رفيقان را زپا افكندن و گردن فرازيها

تو چون كركس، به مشتي استخوان دلبستگي داري

بنازم همت والاي باز و، بي نيازيها

به ميداني كه مي بندد پاي شهسواران را

تو طفل هرزه پو، بايد كني اينتركتازيها

تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غير از اين حاصل

من و از كس بريدنها، تو و ناكس نوازيها

 

معيني كرمانشاهي

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:13  توسط تارا  | 

وفا كنيم و ملامت كشيم وخوش باشيم

كه در طريقت ما كافريست رنجيدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:12  توسط تارا  | 

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشه اونگذارم

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:50  توسط تارا  | 

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید اینست

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 12:47  توسط تارا  |